پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۸۷ - پند چهارم

چهارم پند من این است ای ماه

که سوی خود مده غماز را راه

مکن غماز را تمکین که غماز

به دیگر کس بگوید حال تو باز

نداری مردم غماز را دوست

که نیک ار باز بینی، دشمنت اوست

بود تا سعی و جهد از وی بپرهیز

که غماز است هر جا آتش انگیز

به خود غماز اشک بی ترحم

از آن رو می فتد از چشم مردم

مشو با مردم غماز همدم

مساز او را بر خود هیچ محرم

که پیش مرد دانا روشن است این

که در دوزخ بود مرد سخن چین

سخن چین را به دانا محرمی نیست

چرا کان بی سعادت آدمی نیست

ببر تا می توانی زو ارادت

جدایی زو نباشد جز سعادت

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۸۹ - پند ششمششم پندت بگویم، گر کنی گوش
  2. بخش ۹۰ - پند هفتمدهم از هفتمین پندت نشانی
  3. بخش ۹۱ - پند هشتمز پند هشتمت گویم کزین پند
  4. بخش ۹۲ - پند نهمبود پند نهم اینت که تدبیر
  5. بخش ۹۳ - پند دهمدهم پند این بود، می گویمت فاش
  6. بخش ۹۴ - تنبیهدلا بیدار شو از خواب پندار
  7. بخش ۹۵ - نامه نوشتن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به پرویزچنین دادم خبر داننده استاد
  8. بخش ۹۶ - در نصیحت فرزند خود شمس الدین محمد طال عمره گفته شدهببین ای از ازل گشته موید
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.