پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۹۳ - پند دهم

دهم پند این بود، می گویمت فاش

که دنیا را بقایی نیست، خوش باش

کسی جامی نخورد از شربت دهر

که در آخر ندادش کاسه زهر

اگر خواهی که از عالم بری کام

مخور بازی ازین بازنده ایام

ببین زاکنون که هستی تا به حوا

کز ایشان نیست غیر از نام بر جا

برون کش رخت ازین دریا به تلبیس

که شد بر باد از وی تخت بلقیس

چرا...ناشکیبی

که کارش نیست جز مردم فریبی

ز دوران نیست یک دل، کو غمین نیست

فلک را روز و شب کاری جزین نیست

ز عشق و عاشقی بگذر تمامی

که آخر نام ماند از ویس و رامی

مکن دل خوش که در این تخت گردون

نه لیلی را اثر ماند و نه مجنون

ز دنیا بگدر و اندیشه اش نیز

که عاقل نشمرد ناچیز را چیز

برو زین رشته دنیا مخور پیچ

که دیدم سر به سر هیچ است بر هیچ

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۹۵ - نامه نوشتن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به پرویزچنین دادم خبر داننده استاد
  2. بخش ۹۶ - در نصیحت فرزند خود شمس الدین محمد طال عمره گفته شدهببین ای از ازل گشته موید
  3. بخش ۹۷ - گفتار در خاتمت کتابسلیمی هان و هان تا چند و تا کی
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.