پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۹۲ - پند نهم

بود پند نهم اینت که تدبیر

نیارد کردکس با امر تقدیر

میفکن پنجه با تقدیر رفته

کزان دل گرددت رنجور و تفته

هر آن کس را که نیکی سرنوشت است

مدام از نیکی خود در بهشت است

دگر آن را که بد دادندش از پیش

به دوزخ باشد از فعل بد خویش

چو دارند از ازل هر یک قراری

نباشد هیچ کس را اختیاری

چو بارد تیغ در بی اختیاری

بنه گردن که تدبیری نداری

که سرگردان این مهرند ذرات

و زین کار است عقل عاقلان مات

درین صحرا که ره زو نیست بیرون

به هر چه آید مکن چندین جگر خون

متاب از امر فرمان سر، که دانا

نمی یارد نهادن زو برون پا

چو واقف گشتی از پایان این راه

به هر چه آید بگو الحکم لله

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۹۴ - تنبیهدلا بیدار شو از خواب پندار
  2. بخش ۹۵ - نامه نوشتن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به پرویزچنین دادم خبر داننده استاد
  3. بخش ۹۶ - در نصیحت فرزند خود شمس الدین محمد طال عمره گفته شدهببین ای از ازل گشته موید
  4. بخش ۹۷ - گفتار در خاتمت کتابسلیمی هان و هان تا چند و تا کی
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.