پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۹۱ - پند هشتم

ز پند هشتمت گویم کزین پند

برآید اهل دولت را دل از بند

مرو تا جهد داری از پی دل

کزو کس را نیامد کام حاصل

دل از هستی خود یکباره بردار

مشو سرگشته گرد خود چو پرگار

بپوش از مهر دوران چشم و شو شاد

که خوش گفته‌ست این یک بیت استاد

همه مهری ز نادیدن بکاهد

هر آنچه چش نبیند دل نخواهد

دل از دل برکن و از دیده هم نیز

که باشد دیده و دل، هر دو یک چیز

ز اول دیده را بردوز و آنگاه

ز دل بگذر که آسان می‌شود راه

به تن شو خاک و زن بر دیده‌ها گرد

که خون از دیده و دل می‌خورد مرد

گر از جور زمان خواهی رهایی

مکن با دیده و دل آشنایی

که مرد از این و آن سیخ تفیده

گهی بر دل خورد گاهی به دیده

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۹۳ - پند دهمدهم پند این بود، می گویمت فاش
  2. بخش ۹۴ - تنبیهدلا بیدار شو از خواب پندار
  3. بخش ۹۵ - نامه نوشتن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به پرویزچنین دادم خبر داننده استاد
  4. بخش ۹۶ - در نصیحت فرزند خود شمس الدین محمد طال عمره گفته شدهببین ای از ازل گشته موید
  5. بخش ۹۷ - گفتار در خاتمت کتابسلیمی هان و هان تا چند و تا کی
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.