پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۸۹ - پند ششم

ششم پندت بگویم، گر کنی گوش

گرت زخمی رسد از دهر مخروش

گر آسیبی رسد از چرخ وارون

دل خود را مکن زین غصه پر خون

به ناخوش، خوش برآ، تا می توانی

که خوش نبود به تلخی زندگانی

مصیبت چون رسد، بر کف مزن کف

که بر خود می کنی آن را مضاعف

ز دست محنت دوران بری جان

اگر مشکل کنی بر خویش آسان

ز ویرانی تن تا برنتابی

که هست این خانه را رو در خرابی

ازین دریای محنت رخت برکش

که گاهی خوش بود، گاهیت ناخوش

مشو از ریسمان چرخ در چاه

مرو گفتم به بازیهاش از راه

به نابودش مشو محزون و غمگین

مگردان هم ز بودش کام شیرین

پر از بود و ز نابودش مکن دود

که نه بودش اثر دارد، نه نابود

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۹۱ - پند هشتمز پند هشتمت گویم کزین پند
  2. بخش ۹۲ - پند نهمبود پند نهم اینت که تدبیر
  3. بخش ۹۳ - پند دهمدهم پند این بود، می گویمت فاش
  4. بخش ۹۴ - تنبیهدلا بیدار شو از خواب پندار
  5. بخش ۹۵ - نامه نوشتن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به پرویزچنین دادم خبر داننده استاد
  6. بخش ۹۶ - در نصیحت فرزند خود شمس الدین محمد طال عمره گفته شدهببین ای از ازل گشته موید
  7. بخش ۹۷ - گفتار در خاتمت کتابسلیمی هان و هان تا چند و تا کی
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.