پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قصاید

شمارهٔ ۱۹

این خانه چه خانه ست پریخانه چین است

پر حور یکی غرفه ز فردوس برین است

درآب و گل این لطف تصور نتوان کرد

از طارم چرخ آمده برجی به زمین است

قصر ارم آن کش به جهان مثل نیابند

گویند چنین است ولیکن نه چنین است

این بقعه نگین دور افق حلقه خاتم

وین خانه پر نقش در او نقش نگین است

پیداست دراو صورت هر معنی پنهان

گویا دل روشن شده اهل یقین است

از نور درون حاجت خورشید ندارد

خورشید برون وی ازان خاک نشین است

بر صف نعالش فلک از بس که جبین سود

تابان شده چون نعل هلالش ز جبین است

در فرش وی از سقف نماید همه نقشی

هرکس که درآن آینه بیند همه بین است

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۱اتتنی من لدی نجم الافاضل
  2. شمارهٔ ۲۲سقاک الله یا خیر المغانی
  3. شمارهٔ ۲۳حبذا منزلی که چرخ برین
  4. شمارهٔ ۲۴بنامیزد این منزل روح پرور
  5. شمارهٔ ۲۵زین مروح خانه بادی می وزد بس دلپذیر
  6. شمارهٔ ۲۶چیست خور در خم این دایره خرگاهی
  7. شمارهٔ ۲۷بنامیزد این منزل روح پرور
همه‌ی قصاید ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.