پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قصاید

شمارهٔ ۲۱

اتتنی من لدی نجم الافاضل

صحیفة احتوت کل الفضائل

الی نیل العلی اجلی الذرائع

الی درک المنی اجدی الوسائل

ازو خوشبو چو مشک انفاس راوی

وزو شیرین چو شهد الفاظ ناقل

همانا ثانی سبع المثانیست

شده از آسمان فضل نازل

دهد خاصیت حرز یمانی

چو گردد گردن جان را حمایل

همی خواهم به کلک صدق و اخلاص

نویسم چند حرفش در مقابل

دگر گویم چرا با سحر سبحان

کند عاقل مقابل ژاژ باقل

سلام الله ما حن القماری

سلام الله ما ان البلابل

علی تلک المکارم و المعالی

علی تلک المناقب و الشمائل

نرانم خامه را در شرح اشواق

که طی نامه آن را نیست قابل

دعا می گویمش اما نه زانسان

که باشد مقتصر بر خط عاجل

به کامش هرچه عقل آن را شناسد

صلاح دین و دنیا باد حاصل

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۳حبذا منزلی که چرخ برین
  2. شمارهٔ ۲۴بنامیزد این منزل روح پرور
  3. شمارهٔ ۲۵زین مروح خانه بادی می وزد بس دلپذیر
  4. شمارهٔ ۲۶چیست خور در خم این دایره خرگاهی
  5. شمارهٔ ۲۷بنامیزد این منزل روح پرور
همه‌ی قصاید ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.