پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۳

هرکسی گفتیم که پیر شوی

تا جوانیم رسم و آیین بود

چون شدم پیر شد مرا معلوم

که نبود آن دعا که نفرین بود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵چو راند از در خود قهر حق لئیمی را
  2. شمارهٔ ۶ابلهی را چو بخت برگردد
  3. شمارهٔ ۷دنیا جیفه است و اهل دنیا
  4. شمارهٔ ۸عالم از مردم پر است اما نباشد در میان
  5. شمارهٔ ۹به گرد عارض تو گر دمیده یک دو سه موی
  6. شمارهٔ ۱۰هست دیوان شعر من اکثر
  7. شمارهٔ ۱۱شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
  8. شمارهٔ ۱۲جامی به شعر مدحت شیران ملک کن
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.