پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۲

در فنون شاعری جامی ز حد بردی سخن

وقت آن آمد که در کنج خموشی جا کنی

پیر گشتی در سواد شعر بردن با بیاض

چون قلم ترسم که روزی سر درین سودا کنی

مایه مدح و غزل دانی که هست اکثر دروغ

بر کرام الکاتبین تا کی دروغ املا کنی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴ز بس کز آشنایان زخم خوردم
  2. شمارهٔ ۵چو راند از در خود قهر حق لئیمی را
  3. شمارهٔ ۶ابلهی را چو بخت برگردد
  4. شمارهٔ ۷دنیا جیفه است و اهل دنیا
  5. شمارهٔ ۸عالم از مردم پر است اما نباشد در میان
  6. شمارهٔ ۹به گرد عارض تو گر دمیده یک دو سه موی
  7. شمارهٔ ۱۰هست دیوان شعر من اکثر
  8. شمارهٔ ۱۱شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.