پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۵

چو راند از در خود قهر حق لئیمی را

به میل نیل امانی و حرص جمع حطام

هوای مال و منالش چنان فرو گیرد

کزان نه روز قرارش بود نه شب آرام

نه سیر سازد عز قناعتش ز حلال

نه دور دارد حکم زهادتش ز حرام

گهی ز ظلم نهد در ره ضلال قدم

گهی ز فسق زند در طریق خذلان گام

عجبتر از همه آن کین ضلال و خذلان را

نهند کوردلان دولت و سعادت نام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷دنیا جیفه است و اهل دنیا
  2. شمارهٔ ۸عالم از مردم پر است اما نباشد در میان
  3. شمارهٔ ۹به گرد عارض تو گر دمیده یک دو سه موی
  4. شمارهٔ ۱۰هست دیوان شعر من اکثر
  5. شمارهٔ ۱۱شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
  6. شمارهٔ ۱۲جامی به شعر مدحت شیران ملک کن
  7. شمارهٔ ۱۳شاها ز عموم نیکخواهان
  8. شمارهٔ ۱۴دی گفت عارفی که مضیق خم سپهر
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.