پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۸

عالم از مردم پر است اما نباشد در میان

فارق ایشان ز گاو و خر بجز گوش و دمی

کرد دانا وضع آیینه که چون آن را گهی

پیش روی خود نهد آید به چشمش مردمی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰هست دیوان شعر من اکثر
  2. شمارهٔ ۱۱شنیده ای که معزی چه گفت با سنجر
  3. شمارهٔ ۱۲جامی به شعر مدحت شیران ملک کن
  4. شمارهٔ ۱۳شاها ز عموم نیکخواهان
  5. شمارهٔ ۱۴دی گفت عارفی که مضیق خم سپهر
  6. شمارهٔ ۱۵هرچه از جاه تو را بینم و مال
  7. شمارهٔ ۱۶همه شحمی و لحم ای شوخ قصاب
  8. شمارهٔ ۱۷اگر ز سهم حوادث مصیبتی رسدت
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.