پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

قطعات

شمارهٔ ۱۰

هست دیوان شعر من اکثر

غزل عاشقان شیدایی

یا فنون نصایح است و حکم

منبعث از شعور و دانایی

ذکر دونان نیابی اندر وی

کان بود نقد عمر فرسایی

مدح شاهان دراو به استدعاست

نه ز خوش خاطری و خودرایی

امتحان را اگر ز سر تا پاش

بر روی صد ره و فرود آیی

زان مدایح به خاطرت نرسد

معنی حرص و آزپیمایی

هیچ جا نبود آن مدایح را

در عقب قطعه تقاضایی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲جامی به شعر مدحت شیران ملک کن
  2. شمارهٔ ۱۳شاها ز عموم نیکخواهان
  3. شمارهٔ ۱۴دی گفت عارفی که مضیق خم سپهر
  4. شمارهٔ ۱۵هرچه از جاه تو را بینم و مال
  5. شمارهٔ ۱۶همه شحمی و لحم ای شوخ قصاب
  6. شمارهٔ ۱۷اگر ز سهم حوادث مصیبتی رسدت
  7. شمارهٔ ۱۸خامیی گر رود ز بی خردی
  8. شمارهٔ ۱۹جامیا در پناه فقر گریز
همه‌ی قطعات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.