پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

گاهی که کشی تیغ نهم گردن تسلیم

هر بی سر و پا را نکشی زین بودم بیم

بر اهل دل آموختن حرف غمت را

شد سینه ناخن زده ام تخته تعلیم

مستخرج احکام شهیدان فراقت

از خون دل و دیده کشد جدول تقویم

هر جا که درافتد سخن سدره و طوبی

ذکر قد رعنای تو اولی ست به تقدیم

جنت طلبان گر لب شیرین تو بینند

درکام همه تلخ شود کوثر و تسنیم

زد کلک مصور پی تصویر خط تو

مشکین الفی چند رقم بر ورق سیم

جامی کند از تنگدلی یاد دهانت

هرجا که بر او تنگ شود قافیه میم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵ما به راه طلب وصل تو نعل افکندیم
  2. شمارهٔ ۲۲۶رخصتم ده که سر زلف سیاهت گیرم
  3. شمارهٔ ۲۲۷سحر به گوشه محراب زاریی کردم
  4. شمارهٔ ۲۲۸من آن نیم که ز تو دست دارم و بروم
  5. شمارهٔ ۲۲۹دیده پر نم ز غم زمزم و بطحا دارم
  6. شمارهٔ ۲۳۰چون من بی صبر و دل خواهم که آن رو بنگرم
  7. شمارهٔ ۲۳۱زان نرنجم که ز خود کرده گرانت بینم
  8. شمارهٔ ۲۳۲ای پیک دوست پیش آ کت دست و پا ببوسم
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.