پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۲۴ - مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه است

ای به توحید تو هر ذره گواه

نیست یک ذره به توحید تو راه

در رهت ذره ناچیز شدیم

کمتر از ذره بسی نیز شدیم

ما و بی حاصلی و نومیدی

که نه فضل تو کند خورشیدی

جست و جوی تو قرار از ما برد

ضعف تن قوت کار از ما برد

قوتی بخش که کاری بکنیم

به حریم تو گذاری بکنیم

جامی از کارگزاری مانده

نامه بیهده کاری خوانده

می کند از تو طلب قوت کار

تا شود در طلبت کارگزار

قوت کارگزاریش بده

سکه پاک عیاریش بده

نقد دین از غش و غل پاکش کن

دل ز آلایش گل پاکش کن

شد پریشان ز دو بینی کارش

روی در قبله وحدت دارش

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۲۶ - حکایت آن ماهیان که گوهر حیات در جستجوی دریا باختند و تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختندداشت غوکی به لب بحر وطن
  2. بخش ۲۷ - مناجات در اشارت به عموم سران حقیقت در مراتب و طلب وصول به شهود آن که روش ارباب تصوف استای پر از فیض وجود تو جهان
  3. بخش ۲۸ - عقد هفتم در شرح تصوف که بستن دست تصرف است و رستن از قید تکلفای به صوفیگری آوازه بلند
  4. بخش ۲۹ - حکایت مناظره کلیم در نواحی طور با آن سیه گلیم مهجور که چرا سجده آدم نکردی و سر به طوق لعنت درآوردیپورعمران به دلی غرقه نور
  5. بخش ۳۰ - مناجات در اشارت به سعادت ذوق و وجدان و علم و عرفان ارباب تصوف و طلب کمال قوت ارادت که مقدمه آن سعادت استای صفاتت حجب وحدت ذات
  6. بخش ۳۱ - عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر باد پای جهد به کعبه مراد حقیقی شتافتنای درین دامگه وهم و خیال
  7. بخش ۳۲ - حکایت آن مرید گرم رو که به فرموده پیر پخته کار در تنور فروزان نشست و از تاب آتش یک موی بر اندام وی کج نگشتصادقی را غم شبگیر گرفت
  8. بخش ۳۳ - مناجات در اشارت به آنکه ارادت نخست از جانب مراد است نه مرید و طلب توفیق توبه که مبنای سایر مقامات استای دل اهل ارادت به تو شاد
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.