پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۳۰ - مناجات در اشارت به سعادت ذوق و وجدان و علم و عرفان ارباب تصوف و طلب کمال قوت ارادت که مقدمه آن سعادت است

ای صفاتت حجب وحدت ذات

جلوه گر ذات تو ز اسما و صفات

آشکارا به جهان غیر تو کیست

زیر این پرده نهان غیر تو کیست

باطن عالم و ظاهر همه تو

غایب از دیده و حاضر همه تو

فضل تو شامل هر ناکس و کس

همه را روی به سوی تو و بس

جامی از جمله کسان ناکستر

وز همه بازپسان واپستر

می نهد در ره تو روی نیاز

بی نیازش ز همه کار بساز

سر ز هر راه بگردان او را

سر بنه در ره مردان او را

از همه وسوسه ها پاکش کن

در ره اهل طلب خاکش کن

لنگی از پای ارادت ببرش

ده به اقلیم سعادت گذرش

بخشش از حسن ارادت کیشی

بر همه اهل ارادت بیشی

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۳۲ - حکایت آن مرید گرم رو که به فرموده پیر پخته کار در تنور فروزان نشست و از تاب آتش یک موی بر اندام وی کج نگشتصادقی را غم شبگیر گرفت
  2. بخش ۳۳ - مناجات در اشارت به آنکه ارادت نخست از جانب مراد است نه مرید و طلب توفیق توبه که مبنای سایر مقامات استای دل اهل ارادت به تو شاد
  3. بخش ۳۴ - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردنپیش ازان کایدت این واقعه پیش
  4. بخش ۳۵ - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشتمی شد اندر حشم حشمت و جاه
  5. بخش ۳۶ - مناجات در طلب کردن توبه و ثبات بر آن و نادیدن آن از خود و استوار ساختن آن به تقوا و ورعای ز هر رو همه را روی به تو
  6. بخش ۳۷ - عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهوا و بدعای که بهر شکمت گردن آز
  7. بخش ۳۸ - حکایت آن متورع آبی از قبول مرغابی شکار کرده به چنگل بازی طعمه از غیر وجه خوردهخسروی عاقبت اندیشی کرد
  8. بخش ۳۹ - مناجات در اشارت به آنکه حقیقت ورع اعراض است از ماسوی الله و طلب تحقیق به مقام زهدای به خود خوانده ورع وزران را
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.