پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۳۵ - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشت

می شد اندر حشم حشمت و جاه

پادشاوار وزیری در راه

گرد او حلقه مرصع کمران

موکبش ناظم عالی گهران

دیدن حشمت او باده اثر

چشم نظارگیان مست نظر

هر که آن دولت و شوکت نگریست

بانگ برداشت که این کیست این کیست

بود چابک زنی آنجا حاضر

گفت تا چند که این کیست آخر

رانده ای از حرم قرب خدای

کرده در کوکبه دوران جای

خورده از شعبده دهر فریب

مبتلا گشته به این زینت و زیب

زیر این دایره پر خم و پیچ

مانده ای از همه محروم به هیچ

آمد آن زمزمه در گوش وزیر

داشت در سینه دلی پند پذیر

بر هدف کارگر آمد تیرش

صید شد کوه سپر نخجیرش

همه اسباب وزارت بگذاشت

به حرم راه زیارت برداشت

بود تا بود در آن پاک حریم

همچو پاکان به دل پاک مقیم

ای خوش آن جذبه که ناگاه رسید

زخم آن بر دل آگاه رسید

صاحب جذبه ز خود باز رهد

وز بد و نیک خرد باز رهد

جای در کعبه امید کند

روی در قبله جاوید کند

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۳۷ - عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهوا و بدعای که بهر شکمت گردن آز
  2. بخش ۳۸ - حکایت آن متورع آبی از قبول مرغابی شکار کرده به چنگل بازی طعمه از غیر وجه خوردهخسروی عاقبت اندیشی کرد
  3. بخش ۳۹ - مناجات در اشارت به آنکه حقیقت ورع اعراض است از ماسوی الله و طلب تحقیق به مقام زهدای به خود خوانده ورع وزران را
  4. بخش ۴۰ - عقد یازدهم در مقام زهد که انقطاع رغبت است از نعم فانی و اقتصار همت بر نعیم جاودانیای گل تازه که از باغ الست
  5. بخش ۴۱ - حکایت آن خفته چشم بیدار دل که روح الله به سر وقت وی رسید و عذر خواب کردن وی را از وی پسندیدعیسی آن روح که این صورت جسم
  6. بخش ۴۲ - مناجات در طلب مقام فقر بعد از تحقق به مقام زهدای در رحمت تو بر همه باز
  7. بخش ۴۳ - عقد دوازدهم در سر فقر که برقع سواد الوجه فی الدارین بیاض چهره هستی خود نهفتن است فی مرتبتی العلم و العینای گرانمایه ترین گوهر پاک
  8. بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهادبود مردانه زنی در موصل
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.