پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۲۹ - حکایت مناظره کلیم در نواحی طور با آن سیه گلیم مهجور که چرا سجده آدم نکردی و سر به طوق لعنت درآوردی

پورعمران به دلی غرقه نور

می شد از بهر مناجات به طور

دید در راه سر دوران را

قاید لشکر مهجوران را

گفت کز سجده آدم ز چه روی

تافتی روی رضا راست بگوی

گفت عاشق که بود کامل سیر

پیش جانان نبرد سجده غیر

گفت موسی که به فرموده دوست

سر نهد هر که به جان بنده اوست

گفت مقصود ازان گفت و شنود

امتحان بود محب را نه سجود

گفت موسی که اگر حال این است

لعن و طعن تو چراش آیین است

بر تو چون از غضب سلطانی

شد لباس ملکی شیطانی

گفت کین هر دو صفت عاریتند

مانده از ذات به یک ناحیتند

گر بیاید صد ازین یا برود

حال ذاتم متغیر نشود

ذات من بر صفت خویشتن است

عشق او لازمه ذات من است

تاکنون عشق من آمیخته بود

در عرضهای من آویخته بود

داشت بخت سیه و روز سفید

هر دمم دستخوش بیم و امید

این دم از کشمکش آن رستم

پس زانوی وفا بنشستم

لطف و قهرم همه یکرنگ شده ست

کوه و کاهم همه همسنگ شده ست

عشق شست از دل من نقش هوس

عشق با عشق همی بازم و بس

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۳۱ - عقد هشتم در بیان ارادت که عنان قصد از مقاصد مجازی تافتن است و بر باد پای جهد به کعبه مراد حقیقی شتافتنای درین دامگه وهم و خیال
  2. بخش ۳۲ - حکایت آن مرید گرم رو که به فرموده پیر پخته کار در تنور فروزان نشست و از تاب آتش یک موی بر اندام وی کج نگشتصادقی را غم شبگیر گرفت
  3. بخش ۳۳ - مناجات در اشارت به آنکه ارادت نخست از جانب مراد است نه مرید و طلب توفیق توبه که مبنای سایر مقامات استای دل اهل ارادت به تو شاد
  4. بخش ۳۴ - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردنپیش ازان کایدت این واقعه پیش
  5. بخش ۳۵ - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشتمی شد اندر حشم حشمت و جاه
  6. بخش ۳۶ - مناجات در طلب کردن توبه و ثبات بر آن و نادیدن آن از خود و استوار ساختن آن به تقوا و ورعای ز هر رو همه را روی به تو
  7. بخش ۳۷ - عقد دهم در کشف سر ورع که کاسر سورت حرص و طمع است و کاشف ظلمت اهوا و بدعای که بهر شکمت گردن آز
  8. بخش ۳۸ - حکایت آن متورع آبی از قبول مرغابی شکار کرده به چنگل بازی طعمه از غیر وجه خوردهخسروی عاقبت اندیشی کرد
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.