پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۵ - مناجات در بیان قصور زبان سخن از شرح کمال الهی و شکر نوال نامتناهی و طلب سنجیدگی وی تا به میزان موزونی یابد و در کفه قبول افزودنی

ای زبان خرد از کنه تو بند

پایه قدر سخن از تو بلند

به خرد شرح کمالت نتوان

به سخن شکر نوالت نتوان

سخن از باغ جمالت وردیست

واندرین مرحله بادآوردیست

از گلی رونق باغی که شناخت؟

وز تفی نور چراغی که شناخت؟

به کزین زمزمه خاموش شویم

پای تا سر چو صدف گوش شویم

طبع جامی که ثناگستر توست

کمترین مرغ وفا پرور توست

هر طرف گرچه هوایی دارد

پای دل بسته به جایی دارد

عار دارد ز حدیث همه کس

بر زبان ذکر تو می خواهد و بس

رخت ازان دایره بیرون آرش

نطق ازین قافیه موزون دارش

به لبش خطبه افزونی ده

بر زرش سکه موزونی نه

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۷ - حکایت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی رحمه الله که چون این بیت بگفت که « برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقی دفتریست معرفت کردگار » یکی از اکابر در واقعه دید که جمعی از ملائکه طبق‌های نور از بهر نثار وی می‌برندسعدی آن بلبل شیراز چمن
  2. بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم برهای سخن را چو گهر سنجیده
  3. بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانهای درین کارگه هوش ربای
  4. بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر دادفاضلی وادی برهان پیمای
  5. بخش ۲۱ - مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتنای جهان از صفت ذات تو پر
  6. بخش ۲۲ - عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و برهان همه زبان آوران یکسانند و همه بی زبانان یکزبانای درین بتکده طبع فریب
  7. بخش ۲۳ - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوستداشت آن شاه به بالین دو حکیم
  8. بخش ۲۴ - مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه استای به توحید تو هر ذره گواه
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.