پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساخت

ظلم حجاج به غایت چو رسید

تیغ بر تهمتی چند کشید

گنج ها زر به فدا آوردند

گنجشان خاک به سر بر کردند

هیچشان حیله گر سود نکرد

کارشان روی به بهبود نکرد

جلمه کردند سر اندر سر تیغ

سر نهادند در آبشخور تیغ

بجز آن بازپسین نکته گذار

که چو آمد به سرش نوبت کار

گفت کای داور فرمانفرمای

کار بر ما نه به احسان پیمای

ما تنی چند که از بیخردی

کار ما نیست بجز شغل بدی

نسپردیم ره احسان لیک

نزدی گام تو هم چندان نیک

از گنه گرچه بدی شیوه ماست

ترک احسان ز تو هم عین خطاست

چه ز ما رسم ستم ورزیدن

چه ز تو سر ز کرم پیچیدن

طبع حجاج ازان نکته شگفت

داد فرمان به خلاص وی و گفت

تف بر آن طایفه مرده دلان

در هوا و هوس افسرده دلان

که ازان قوم فرومایه کسی

بر نیاورد چنین خوش نفسی

کاش از اول ز تو بودی این کار

تا ز تو یافتی این کار قرار

کار هر یک ز تو سنجیده شدی

جرم هر یک به تو بخشیده شدی

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۶ - عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیزی او و ان من البیان لسحرا اشارتیست به سحرانگیزی اوای به هر شاهد موزون مفتون
  2. بخش ۱۷ - حکایت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی رحمه الله که چون این بیت بگفت که « برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقی دفتریست معرفت کردگار » یکی از اکابر در واقعه دید که جمعی از ملائکه طبق‌های نور از بهر نثار وی می‌برندسعدی آن بلبل شیراز چمن
  3. بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم برهای سخن را چو گهر سنجیده
  4. بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانهای درین کارگه هوش ربای
  5. بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر دادفاضلی وادی برهان پیمای
  6. بخش ۲۱ - مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتنای جهان از صفت ذات تو پر
  7. بخش ۲۲ - عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و برهان همه زبان آوران یکسانند و همه بی زبانان یکزبانای درین بتکده طبع فریب
  8. بخش ۲۳ - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوستداشت آن شاه به بالین دو حکیم
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.