پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم بره

ای سخن را چو گهر سنجیده

خلعت نظم در او پوشیده

کرده تمییز صحیحش ز سقیم

به ترازو زنی طبع سلیم

می کند وزن سخن نظم پرست

نه ترازوش پدیدار نه دست

طبع را دست و ترازو تو دهی

بر سخن قوت بازو تو دهی

اثر صنع بدیدن سهل است

زان به صانع نرسیدن جهل است

جامی غرق خجالت مانده

بر جبین آب خجالت رانده

نز گلش سبزه احسان خیزد

نز دلش نکته عرفان خیزد

گرچه روزی خور هر روزه توست

دست امید به دریوزه توست

فیضی از ابر یقین بر وی ریز

تا درین مدرسه وسوسه خیز

هر چه دریوزه ز جود تو کند

صرف برهان وجود تو کند

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر دادفاضلی وادی برهان پیمای
  2. بخش ۲۱ - مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتنای جهان از صفت ذات تو پر
  3. بخش ۲۲ - عقد پنجم در بیان یکتایی و برهان بی همتایی حق سبحانه که در بیان و برهان همه زبان آوران یکسانند و همه بی زبانان یکزبانای درین بتکده طبع فریب
  4. بخش ۲۳ - حکایت آن پادشاه مریض که از دست دو طبیب نبض او به اعتدال نمی جست و تا قاروره وجود یکی نشکست مزاج وی از علاج دیگری به صحت نپیوستداشت آن شاه به بالین دو حکیم
  5. بخش ۲۴ - مناجات در طلب ترقی از مقام توحید به شهود وحدت که نهایت راه و مقصدالاقصای عارفان آگاه استای به توحید تو هر ذره گواه
  6. بخش ۲۵ - عقد ششم در بیان آنکه ذات حق سبحانه حقیقت وجود است و هر حقیقت که مشهود است به سریان ذاتی وی موجود استبعد ازان مرغ ظهورش پر و بال
  7. بخش ۲۶ - حکایت آن ماهیان که گوهر حیات در جستجوی دریا باختند و تا به خشکی نیفتادند دریا را نشناختندداشت غوکی به لب بحر وطن
  8. بخش ۲۷ - مناجات در اشارت به عموم سران حقیقت در مراتب و طلب وصول به شهود آن که روش ارباب تصوف استای پر از فیض وجود تو جهان
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.