پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

سبحة‌الابرار

بخش ۱۲ - مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره است

ای ز اندوه تو پر خون دل ما

دمبدم از تو دگرگون دل ما

دل ما در رهت افتاده پریست

که بر او باد هوا را گذریست

هر دم از جنبش هر باد درشت

پشت آن روی شده رو شده پشت

دایما گر تو قرارش ندهی

بهر خود میل به کارش ندهی

بر در خود ندهی تسکینش

حرف تمکین نکنی تلقینش

بنده جامی که به داغ تو خوش است

به فروغی ز چراغ تو خوش است

یاد خود راحت جانش گردان

نام خود ورد زبانش گردان

به کرم های خودش بینا کن

به ثناهای خودش گویا کن

بر وی ابواب معانی بگشای

ره به اسرار نهانی بنمای

پشتیش باش به توفیق سخن

و آورش روی به تحقیق سخن

ادامه‌ی سبحة‌الابرار

  1. بخش ۱۴ - حکایت آن مظلوم که از تیر زبانی یک حجت سنجیده پرداخت و تیغ ظلم حجاج را در قطع عرق حیات خود کند ساختظلم حجاج به غایت چو رسید
  2. بخش ۱۵ - مناجات در بیان قصور زبان سخن از شرح کمال الهی و شکر نوال نامتناهی و طلب سنجیدگی وی تا به میزان موزونی یابد و در کفه قبول افزودنیای زبان خرد از کنه تو بند
  3. بخش ۱۶ - عقد سیم در کلام منظوم که ان من الشعر لحکمة عبارتیست از حکمت آمیزی او و ان من البیان لسحرا اشارتیست به سحرانگیزی اوای به هر شاهد موزون مفتون
  4. بخش ۱۷ - حکایت شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی رحمه الله که چون این بیت بگفت که « برگ درختان سبز در نظر هوشیار، هر ورقی دفتریست معرفت کردگار » یکی از اکابر در واقعه دید که جمعی از ملائکه طبق‌های نور از بهر نثار وی می‌برندسعدی آن بلبل شیراز چمن
  5. بخش ۱۸ - مناجات در شکرگزاری نعمت کلام موزون و طبگاری توفیق برآوردن دلایل هستی خداوند بیچون جل ذکره و عم برهای سخن را چو گهر سنجیده
  6. بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانهای درین کارگه هوش ربای
  7. بخش ۲۰ - حکایت آن متکلم و صوفی که زبان استدلال گشاد و صوفی از صفای ذوق و وجدان خبر دادفاضلی وادی برهان پیمای
  8. بخش ۲۱ - مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتنای جهان از صفت ذات تو پر
همه‌ی سبحة‌الابرار ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.