فهرست اشعار
- بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویه کوهکن کانبازی پرویز کرد
- بخش ۶۲ - اندوهگین شدن شاه از تمادی شعف سلامان به صحبت ابسال و وی را به قوت همت از تمتع به وی بازداشتن شاه یونان چون سلامان را بدید
- بخش ۶۳ - حکایت سؤال و جواب حکیم که حلال زاده کیست و نشانه آن چیست از حکیمی کرد شاگردی سؤال
- بخش ۶۴ - رسیدن سلامان پیش شاه و اظهار شفقت نمودن شاه با وی چون پدر روی سلامان را بدید
- بخش ۶۵ - در بیان چهار خصلت که از شرایط سلطنت است هست شرط پادشاهی چار چیز
- بخش ۶۶ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامان کیست درعالم ز عاشق زارتر
- بخش ۶۷ - حکایت آن منافق و آن مؤمن صادق که ردای وی را در ردای خود پیچیده در کوره آتش نهاد و ردای منافق بسوخت و ردای مؤمن سالم بماند دین پرستی کوره آتش به پیش
- بخش ۶۸ - بازماندن سلامان از ابسال و زاری کردن بر مفارقت او باشد اندر دار و گیر روز و شب
- بخش ۶۹ - حکایت آن اعرابی اشتر گم کرده که میگفت کاشکی من نیز با اشتر خویش گم گشتمی تا هر که وی را یافتی مرا نیز با وی یافتی آن عرابی چون شد اشتر در شتاب
- بخش ۷۰ - شنیدن پادشاه حال سلامان را و عاجز ماندن از تدبیر کار او و در تدبیر آن به حکیم رجوع کردن چون سلامان ماند از ابسال اینچنین
- بخش ۷۱ - منقاد شدن سلامان حکیم را و تدبیر کار او کردن چون سلامان گشت تسلیم حکیم
- بخش ۷۲ - بیعت دادن پادشاه ارکان دولت خود را با سلامان و تسلیم کردن تخت و تاج را به وی افسر شاهی چه خوش سرمایه است
- بخش ۷۳ - وصیت کردن پادشاه سلامان را لطف او مرهم نه هر سینه ریش
- بخش ۷۴ - اشارت به آنکه مراد از این قصه صورت قصه نیست بلکه مقصود از آن معنی دیگر است که بیان کرده خواهد شد باشد اندر صورت هر قصّهای
- بخش ۷۵ - در بیان آنکه مقصود از اینها که مذکور شد چیست صانع بیچون چو عالم آفرید
- بخش ۷۶ - خاتمه کتاب جامی ای کرده بساط عمر طی
متن اشعار به نقل از گنجور.