پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۷ - اشارت به تقسیم محبت به ذاتی و صفاتی و افعالی و آثاری

یا بود عشق منتشی از ذات

یا بود منبعث ز حسن صفات

یا ز افعال یا ز آثارش

می شمر منحصر درین چارش

عشق ذات آن بود که باشد دل

سوی حق خالی از غرض مایل

باز یابد ز خویشتن طلبی

که نباشد معینش سببی

کششی خیزد از درونه جان

که عبارت ازان کشش نتوان

هم عبارت ازان بود کوتاه

هم اشارت در آن بود گمراه

گر بپرسی که کیست محبوبیت

زین تک و پوی چیست مطلوبت

خوابت از چشم اشکبار که برد

صبرت از جان بیقرار که برد

رو به ره داشت جان آگاهت

چون فتادی ز ره که زد راهت

در جواب سؤال ماند لال

دم نیارد زد از حقیقت حال

هر چه بر خاطرش شود ظاهر

باشد از حسب حال او قاصر

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۹ - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهماداد ذوالنون به بایزید پیام
  2. بخش ۱۰ - حکایت شاه شجاع کرمانی قدس الله تعالی سرهشاه کرمانی آن مطیع مطاع
  3. بخش ۱۱ - رجوع به تمامی قصهباز گردم به قصه دختر
  4. بخش ۱۲ - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانهشب چو نزدیک شد به وقت سحر
  5. بخش ۱۳ - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤالبا پدر گفت نازنین پسری
  6. بخش ۱۴ - جواب گفتن پدر پسر راپدر این قصه از زبان پسر
  7. بخش ۱۵ - پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورتروزی آن نوجوان به عارف گفت
  8. بخش ۱۶ - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اندآن یکی از حجاب پیچاپیچ
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.