پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۹ - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما

داد ذوالنون به بایزید پیام

کای گرفته به خواب خوش آرام

سر برآور که وقت بیگه گشت

پای در نه که کاروان بگذشت

بایزیدش جواب داد که مرد

آن بود در سرای صلح و نبرد

که رود شب به خواب از همه پیش

بامدادان رسد به منزل خویش

سر به بالین نهد به فرقت یار

صبحدم پیش او شود بیدار

لیک در مجمع طلبکاران

باشد این خواب خواب بیداران

هر که عمری ز خواب دیده نبست

ندهد این خواب یکدم او را دست

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۱۱ - رجوع به تمامی قصهباز گردم به قصه دختر
  2. بخش ۱۲ - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانهشب چو نزدیک شد به وقت سحر
  3. بخش ۱۳ - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤالبا پدر گفت نازنین پسری
  4. بخش ۱۴ - جواب گفتن پدر پسر راپدر این قصه از زبان پسر
  5. بخش ۱۵ - پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورتروزی آن نوجوان به عارف گفت
  6. بخش ۱۶ - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اندآن یکی از حجاب پیچاپیچ
  7. بخش ۱۷ - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلکوان دگر گرچه عاشق صور است
  8. بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینیشمس تبریز دید کاوحد دین
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.