پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۵ - اشارت به قصه امتحان ملائکه مر ابراهیم خلیل را صلوات الرحمن علیه و در باختن آنچه داشت از مواشی و نعم و اموال در محبت حق سبحانه و تعالی

چون خلیل الله آن امام کرام

یافت از حق مواید انعام

افسر دولتش نهاد به سر

خلعت خلتش فکند به بر

شد پی رهروان صاحبدل

بر دل پاک او صحف نازل

کثرت مالش از عدد بگذشت

رمه و گله اش ز حد بگذشت

کوه و در پر مواشی نعمش

شهر و ده پر حواشی خدمش

لیک با این همه نمی آسود

پی کسب رضای حق می بود

روز بودی به شغل مهمانی

شب در اندیشه خدا خوانی

در مقام مجاهدت قایم

در عبادت قدم زدی دایم

حال او را چو قدسیان دیدند

جز به میزان ظن نسنجیدند

می ز پیمانه گمان خوردند

ظن به حال وی آنچنان بردند

کان همه جد و جهد دمبدمش

نیست جز در مقابل نعمش

عشق نعمت زده ست ره بر وی

عشق منعم نبرده سویی پی

عشق فعلیست آن و اسمایی

نیست از عشق ذات شیدایی

عشق کان منتشی نه از ذات است

هدف تیرهای آفات است

فعل معشوق وصف او به مثل

چون به اضداد خود شوند بدل

عاشقان را فسرده گردد دل

گرمی عشقشان شود زایل

ور بود عشق منبعث از ذات

باشد آن عشق را بقا و ثبات

ذات با هر صفت شود پیدا

عاشق از عشق آن بود شیدا

گر رضا باشد آن صفت ور قهر

جان عاشق ز هر دو یابد بهر

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۷ - اشارت به تقسیم محبت به ذاتی و صفاتی و افعالی و آثارییا بود عشق منتشی از ذات
  2. بخش ۸ - حکایتداشت شاهی بر انس و جان غالب
  3. بخش ۹ - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهماداد ذوالنون به بایزید پیام
  4. بخش ۱۰ - حکایت شاه شجاع کرمانی قدس الله تعالی سرهشاه کرمانی آن مطیع مطاع
  5. بخش ۱۱ - رجوع به تمامی قصهباز گردم به قصه دختر
  6. بخش ۱۲ - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانهشب چو نزدیک شد به وقت سحر
  7. بخش ۱۳ - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤالبا پدر گفت نازنین پسری
  8. بخش ۱۴ - جواب گفتن پدر پسر راپدر این قصه از زبان پسر
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.