پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۸ - تقاضا

ای کریمی که در جهان کرم

بخشش بی ریات عادت و خوست

میزبانی است تازه روی گفت

که همه پشت گرمی من ازوست

پشتم از خدمتت دوتاست چرا

رشتهای امید من یکتوست

لیکن از جان و تن همیکاهم

از بسی طعنه های دشمن و دوست

بخدا و رسول و کعبه اگر

این تقاضا ز بهر کهنه ونوست

بعد ازان ده قصیده غرا

این تقاضا بدین صفت نه نکوست

خود همه بادگیر این گفته

نه گل آید برون زباد از پوست؟

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۰ - فرق میان دشمن و دوستای صدر دوست پرور دشمن نواز راد
  2. شمارهٔ ۲۱ - وجود حاضر و غایببدان خدای که ذات مقدس او را
  3. شمارهٔ ۲۲ - پیام بیارسلام من برسان ای نسیم باد صبا
  4. شمارهٔ ۲۳ - خوش بودن با ناخوشیبخدائی که قدرتش بر صنع
  5. شمارهٔ ۲۴ - قناعتتا حصه قناعت گشتست ملک من
  6. شمارهٔ ۲۵ - مرد از عقل محترم استای کریمی که پشت چرخ فلک
  7. شمارهٔ ۲۶ - پیریوقت است دلا اگر بترسی
  8. شمارهٔ ۲۷ - موی سپیدموی سپید چیست ندانی زبان مرگ
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.