پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۷ - تقاضا

خداوندا کمینه چاکر تو

کت اندر بندگی یکروی و یکتاست

ز خدمت یکدو روز اردورماندست

مگو سرگشته نا پای برجاست

بخاک پای تو کان نیست تقصیر

نه نیز او را ملال از خدمتت خاست

بلی زین معنی او را یک غرض هست

بگوید گر تقضی ور تقاضاست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹ - هنر و حرمانهر که را از هنر نصیبی هست
  2. شمارهٔ ۲۰ - فرق میان دشمن و دوستای صدر دوست پرور دشمن نواز راد
  3. شمارهٔ ۲۱ - وجود حاضر و غایببدان خدای که ذات مقدس او را
  4. شمارهٔ ۲۲ - پیام بیارسلام من برسان ای نسیم باد صبا
  5. شمارهٔ ۲۳ - خوش بودن با ناخوشیبخدائی که قدرتش بر صنع
  6. شمارهٔ ۲۴ - قناعتتا حصه قناعت گشتست ملک من
  7. شمارهٔ ۲۵ - مرد از عقل محترم استای کریمی که پشت چرخ فلک
  8. شمارهٔ ۲۶ - پیریوقت است دلا اگر بترسی
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.