پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۶ - تقاضای رسم

ای کریمی که در جهان کرم

کس چو تو صدر بنده پرور نیست

مثل طبع تو هیچ دریا نی

همچو رای تو هیچ اختر نیست

بکرم یک دو لفظ من بشنو

ورچه وقت صداع چاکر نیست

پار تشریف بنده فرمودی

که ازان خلعتی نکو تر نیست

آنچنان جبه و دستاری

که نظیرش بمصر و ششتر نیست

خود نکوئی چرا نپوشیدست

خود نپرسی چراش بر سر نیست

بگرو کرده ام که بی برگم

وز تو پوشیده حال مضطر نیست

موسم رسم بنده رفت و هنوز

هیچ از رسم او میسر نیست

هست ماهی که مدحتت خواندم

که ازان به بکار دفتر نیست

هیچ ترویج هم نمی بینم

آه ترسم که بنده در خور نیست

گز ز بهر قصیده بود عطا

این هم از آن قصیده کمتر نیست

مکن ایصدر بنده را بنواز

که مرا راه جز بدین در نیست

زر بده گر نمیدهی دستار

جو و گندم بده اگر زر نیست

یا قضیم خری بفرمایش

گرچه در پایگاه تو خر نیست

هر چه شاید بده که در خوردست

کرنه گر هست مطلقا ور نیست

پس بترکش بگویم و بروم

که مرا هیچ وجه باور نیست

این سخن بین که چون رکیک آمد

زانکه کرنه بطبع من در نیست

آنچه گفتم برون ز طبع منست

تا نگوئی سخن مخمر نیست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸ - تقاضاای کریمی که در جهان کرم
  2. شمارهٔ ۱۹ - هنر و حرمانهر که را از هنر نصیبی هست
  3. شمارهٔ ۲۰ - فرق میان دشمن و دوستای صدر دوست پرور دشمن نواز راد
  4. شمارهٔ ۲۱ - وجود حاضر و غایببدان خدای که ذات مقدس او را
  5. شمارهٔ ۲۲ - پیام بیارسلام من برسان ای نسیم باد صبا
  6. شمارهٔ ۲۳ - خوش بودن با ناخوشیبخدائی که قدرتش بر صنع
  7. شمارهٔ ۲۴ - قناعتتا حصه قناعت گشتست ملک من
  8. شمارهٔ ۲۵ - مرد از عقل محترم استای کریمی که پشت چرخ فلک
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.