پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۱۴ - شکایت از حرمان

ایا صدری که خورشید فلک را

به پیش رای تو بر خاک خدست

بدست ظلم از عد تو بندست

بپیش فتنه از حزم تو سدست

سخای تو فزون ازابر و بحرست

عطای تو برون از حصر وعدست

عجب نبود که بخشی و نبخشی

که دریا نیز هم با جزر و مدست

ز بخت خود نه از جود تو بینم

اگر این التماسم مستردست

ز جودت خواستم چیزی محقر

که دانستم که آن معنی معدست

بجهد من نشد آن هم میسر

که نز جدست قسمت ها زجدست

معاذالله که کس در خاطر آرد

که در طبع تو هرگز منع وردست

ولیکن تا همه مردم بدانند

که حرمان من اینجا تا چه حدست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ - تقاضای رسمای کریمی که در جهان کرم
  2. شمارهٔ ۱۷ - تقاضاخداوندا کمینه چاکر تو
  3. شمارهٔ ۱۸ - تقاضاای کریمی که در جهان کرم
  4. شمارهٔ ۱۹ - هنر و حرمانهر که را از هنر نصیبی هست
  5. شمارهٔ ۲۰ - فرق میان دشمن و دوستای صدر دوست پرور دشمن نواز راد
  6. شمارهٔ ۲۱ - وجود حاضر و غایببدان خدای که ذات مقدس او را
  7. شمارهٔ ۲۲ - پیام بیارسلام من برسان ای نسیم باد صبا
  8. شمارهٔ ۲۳ - خوش بودن با ناخوشیبخدائی که قدرتش بر صنع
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.