پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۱۱ - قصیده

ای بیش ز رفعت و مناصب

بر تر ز مدارج و مراتب

کان بخش قوام دولت و دین

کت بنده سزد هزار صاحب

فهرست معالی و معانی

مجموع فضائل و مناقب

معمار جهان بعدل شامل

معیار خرد برأی صائب

چون روح مسلم از کدورت

چون عقل منزه از معایب

لفظ تو منصه حقایق

کلک تو خزانه عجایب

درگاه تو قبه معانی

دهلیز تو ذروه مناصب

بر خشم تو حلم گشته راجع

بر طبع تو جود گشته غالب

بر درگه تو فلک مجاور

در خدمت تو ملک مواظب

بگرفته صدای صیت عدلت

اقطار مشارق و مغارب

تدبیر تو در ممالک شرع

آن کرده که زرع را سحائب

دست تو سپهر نوربخش است

کلک تو در او شهاب ثاقب

در دور تو از شمول عدلت

گشته است تظلم از غرایب

انفاس تو عدل راست باعث

اقلام تو رزق راست کاتب

در دولت هر چه جز تو ضایع

در مسند هر که جز تو غاصب

جود تو سؤال راست عاشق

عفو تو گناه راست طالب

چون بار دهد شعاع رایت

زیبدش ز عین شمس حاجب

انصاف تو همچو نور شمس است

یکسان براو همه جوانب

دردورتو طائی است طامع

در عهد تو کهرباست جاذب

قدر تو چو درعلو سفر کرد

بر قله چرخ زد مواکب

رعد است ز شیهه وصهیلش

برق است ز آتش حباحب

رایت ز مطالع غوامض

دانسته مقاطع عواقب

چون تو گهری نکرده تحویل

ز اصلاب بحقه ترائب

فرمان تو باقضا موافق

قدر تو بآسمان مناسب

نی نی چه مناسب است با تو

آنرا که بود دو قرص راتب

نه سعد کفایت تو ذابح

نه صبح عنایت تو کاذب

خورشید که کدخدا ی چرخست

او مطبخی تراست نایب

از هیبت تو است در تب لرز

ارواح اقارب و اجانب

چونانکه ز تیغ صبح صادق

لرزه است فتاده در کواکب

الفاظ تو حجت است در شرع

چونانکه نصوص در مذاهب

در ذمت جود تو طمع را

دینی است بدون شرع واجب

تا بی گنهست عمرو مضروب

تا بی سببست زید ضارب

یکلحظه مباد و خود نباشد

اقبال ز درگه تو غائب

آسوده مباد جان خصمت

یکدم ز تصادم مصائب

محروس پناهت از حوادث

معصوم جنابت از نوائب

ایام ز نعمت تو شاکر

و احرار بخدمت تو راغب

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳ - در جلوس طغرلشاه سلجوقیشاه جوانست و بخت ملک جوانست
  2. شمارهٔ ۱۴ - شکایت از روزگاردلم از بار غم خراب شد است
  3. شمارهٔ ۱۵ - مدح ملک اعظم اسپهبد مازندرانزهی به مشرق و مغرب رسیده انعامت
  4. شمارهٔ ۱۶ - در مدح صدرالدین خنجندیالمتنة لله که تأیید ظفر یافت
  5. شمارهٔ ۱۷ - در مدیح خواجه رکن الدینایکه انعام تو سرمایه هر محرومست
  6. شمارهٔ ۱۸ - در توصیف بهر و مدح رکن الدین صاعدتا صبا در نقشبندی خامه در عنبر زده‌ست
  7. شمارهٔ ۱۹ - در مدح صدر منصور خواجه قوام الدینباد عنبر بیز بین کز روضه حور آمدست
  8. شمارهٔ ۲۰ - در مدح عزالاسلام معین الدینعشقبازی دیگرم در تحت فرمان یافتست
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.