پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۱۲ - قصیده

ای جوادی که بتو بحر و سحاب

ننویسند بجز بنده خطاب

آن کریمی تو که از غایت جود

از ستاننده ترا بیش شتاب

هر سؤالی که ز تو شاید کرد

داد آنرا کف راد تو جواب

زیر دست تو قدر همچو عنان

زیر پای تو فلک همچو رکاب

شکر تشریف نخواهم گفتن

عقل داند که همین است صواب

شکر خورشید که گفته است ز نور

منت قطره که دارد زسحاب

بعد از این هر چه برومند شود

بردرخت سخنم از هر باب

باشد از دولت تو زانکه نهال

تو نشاندستی و دادستی آب

جاودان در شرف و جاه بزی

وز فلک کام دل خویش بیاب

حشمت و جاه تو برتر زقیاس

مدت عمر تو افزون ز سحاب

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۴ - شکایت از روزگاردلم از بار غم خراب شد است
  2. شمارهٔ ۱۵ - مدح ملک اعظم اسپهبد مازندرانزهی به مشرق و مغرب رسیده انعامت
  3. شمارهٔ ۱۶ - در مدح صدرالدین خنجندیالمتنة لله که تأیید ظفر یافت
  4. شمارهٔ ۱۷ - در مدیح خواجه رکن الدینایکه انعام تو سرمایه هر محرومست
  5. شمارهٔ ۱۸ - در توصیف بهر و مدح رکن الدین صاعدتا صبا در نقشبندی خامه در عنبر زده‌ست
  6. شمارهٔ ۱۹ - در مدح صدر منصور خواجه قوام الدینباد عنبر بیز بین کز روضه حور آمدست
  7. شمارهٔ ۲۰ - در مدح عزالاسلام معین الدینعشقبازی دیگرم در تحت فرمان یافتست
  8. شمارهٔ ۲۱ - نکوهش زروسیماینهمه لاف مزن گرچه ترا سیم و زر است
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.