پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

قطعات

شمارهٔ ۲

ای جوادی که به یک بخشش دست زادۀ تست

حاصل بحر و دفین خانه کان در گرو است

دست تنگی من امروز بدان جای رسید

که به یک روزه کفافم دل و جان در گرو است

هرچه در خانۀ من بود نهادم به گرو

کوزه آب چه باشد که به نان در گرو است

به جو و کاه که الب ته از آن نیست گزیر

زین و آلت همه با تنگ و عنان در گرو است

نوکران را چه توان گفت که چون است احوال

همه را ترکش و شمشیر و کمان در گرو است

من ز بیم غُرما هیچ نیارم گفتن

چون بگویم که به صد جای زبان در گرو است

نظم کارم که ازین غصّه خراب است و تباه

به کهین فیض از آن کلک و بنان در گرو است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴خداوند! تویی ک اوراد مدحت
  2. شمارهٔ ۵آن کس که به ظلمت دو گیسو
  3. شمارهٔ ۶مولَنا مادر فرزندانت
  4. شمارهٔ ۷ - امیردر میان آر می که نام بتی‌ست
  5. شمارهٔ ۸ - کمالاز مرد بخیل نیست طرفه
  6. شمارهٔ ۹تشنه گشتم به راه کعبه شبی
  7. شمارهٔ ۱۰ای وزیر جهان به فرزندان
  8. شمارهٔ ۱۱مدح تو گفتم و چو بود دروغ
همه‌ی قطعات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.