پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

قطعات

شمارهٔ ۶

مولَنا مادر فرزندانت

پسران ناکس و دون می‌زاید

مستحاض است که فرزندان را

این چنین غرقه به خون می‌زاید

کُس او بند همی باید کرد

که از او جمله جنون می‌زاید

کُس چنین گنده نمی‌زاید کَس

او مگر از ره کون می‌زاید؟!

کیر خر خورد عجب حالی نیست

این همه سگ‌بچه چون می‌زاید

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۸ - کمالاز مرد بخیل نیست طرفه
  2. شمارهٔ ۹تشنه گشتم به راه کعبه شبی
  3. شمارهٔ ۱۰ای وزیر جهان به فرزندان
  4. شمارهٔ ۱۱مدح تو گفتم و چو بود دروغ
  5. شمارهٔ ۱۲پیشوای زمانه زین الدّین
  6. شمارهٔ ۱۳داری اشرف زنی که چون می بست
  7. شمارهٔ ۱۴چارچیز است که در سنگ اگر جمع شود
  8. شمارهٔ ۱۵گر تو می‌گویی نبودَستَم تو را
همه‌ی قطعات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.