پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۷۴

گر لایق خدمتم ندانی بر خویش

تا من سر خویش گیرم و کشور خویش

یا همچو همای بر من افکن پر خویش

تا بندگیت کنم به جان و سر خویش

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶من سوخته در فراق یارم چون شمع
  2. شمارهٔ ۱۷۷زردم ز فراق روی دلدار چو شمع
  3. شمارهٔ ۱۷۸بر روی دلم نشسته بین گرد فراق
  4. شمارهٔ ۱۷۹از دل نالم یا ز فلک یا ز فراق
  5. شمارهٔ ۱۸۰ای لاله روی نوبهاری نازک
  6. شمارهٔ ۱۸۱افتاده مرا دیده به یاری نازک
  7. شمارهٔ ۱۸۲در باغ برهنه گشتی ای شاهد شنگ
  8. شمارهٔ ۱۸۳گفتم که چو ابرویت که دیده‌ست هلال
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.