پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۶۰

ای دل بنشین و با غم یار بساز

چون گل بشُدَت ز دست با خار بساز

دل گفت از این بیش نمی‌یارم ساخت

گفتم چه کنی برو بناچار بساز

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲ای دل به جهانت ار بود راز و نیاز
  2. شمارهٔ ۱۶۳در دیده خیال تست ما را شب و روز
  3. شمارهٔ ۱۶۴ای زلف تو بر رخ تو همچون شب و روز
  4. شمارهٔ ۱۶۵در دیده خیال تست ما را شب و روز
  5. شمارهٔ ۱۶۶دل بسته آن پسته دهانست هنوز
  6. شمارهٔ ۱۶۷جانا دل من بر سر عهدست هنوز
  7. شمارهٔ ۱۶۸ما را به رخ دوست نیازست هنوز
  8. شمارهٔ ۱۶۹از من غم روزگار ای یار مپرس
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.