جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۶۰
ای دل بنشین و با غم یار بساز
چون گل بشُدَت ز دست با خار بساز
دل گفت از این بیش نمییارم ساخت
گفتم چه کنی برو بناچار بساز
جهان ملک خاتون
ای دل بنشین و با غم یار بساز
چون گل بشُدَت ز دست با خار بساز
دل گفت از این بیش نمییارم ساخت
گفتم چه کنی برو بناچار بساز
دربارهی جهان ملک خاتونجَهانْمَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیانگذار فرمانروایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری میزیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او همدوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.