پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

شمارهٔ ۳

گل فرو ریخت و رخ از باغ جهان پنهان کرد

بلبل دلشده را خسته دل و نالان کرد

گل نخندید ز بستان امیدم به ستم

خار هجران تو ای جان اثرم در جان کرد

بخت برگشت ز من تا تو شدی از بر من

روز هجران تواَم بی سر و بی سامان کرد

روز وصل تو نشد روزی من زآنکه مرا

بخت وارونه حوالت به شب هجران کرد

بس عجب واقعه‌ای بُد که مثل را گویند

رخ خورشید به گل کی بتوان پنهان کرد

زاری من به فلک بر شد لیکن چه کنم

بجز از صبر و تحمّل تو بگو چه‌توان کرد

درد هجر تو چنانست که طبیبان جهان

نتوانند یکی درد مرا درمان کرد

درد بسیار کشیدم ز فلک لیک عجب

آن همه درد و بلا بر دل من آسان کرد

تیر هجران عزیزان به دلم بود بسی

لیک پیکان فراق تو اثر در جان کرد

ادامه‌ی در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

  1. شمارهٔ ۵گلبن روضه دل سرو گلستان روان
  2. شمارهٔ ۶کدام درد که ننهاد بر دلم گردون
  3. شمارهٔ ۷الهی تو بگشا دری از بهشت
  4. شمارهٔ ۸به حسرت ببردش ز دنیای دون
  5. شمارهٔ ۹کرده‌ست مرا بی سر و بی سامان بخت
  6. شمارهٔ ۱۰از دنیی دون اگر دری بر وی بست
  7. شمارهٔ ۱۱تیر غم هجران تو از جان بگذشت
  8. شمارهٔ ۱۲تا چند کنی فلک به جانم بیداد
همه‌ی در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.