پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

شمارهٔ ۲

ای دل و دیده دل دیده من پرخونست

سوزش جان من از شرح و بیان افزونست

چشم نم دیده‌ام از دور فلک پُر خون بود

این زمان از غم هجران تو چون جیحونست

دوستانم به تفقّد همه دستان گویند

کای ستمدیده درین واقعه حالت چونست

چه بگویم که درین واقعه بر من چه رسید

هرچه گویم همه دانید کزآن افزونست

چون ز خار فلک سفله ننالم به ستم

که گل روی تو در خاک لحد مدفونست

در فراق رخ خوب تو چنان می‌گریم

که رخ جان من از خون جگر گلگونست

لیلی جان من آخر به کجا رفت بگو

که جهانی ز فراق رخ او مجنونست

عمر شیرین چو به تلخی به سر آید ای دل

می‌کش این درد که بر تو نه بلا اکنونست

از جهان غیر جفا نیست نصیبم چه کنم

که مرا پشت دل از غصّه ز غم چون نونست

ادامه‌ی در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

  1. شمارهٔ ۴از آتش غم هجرم به سر برآید دود
  2. شمارهٔ ۵گلبن روضه دل سرو گلستان روان
  3. شمارهٔ ۶کدام درد که ننهاد بر دلم گردون
  4. شمارهٔ ۷الهی تو بگشا دری از بهشت
  5. شمارهٔ ۸به حسرت ببردش ز دنیای دون
  6. شمارهٔ ۹کرده‌ست مرا بی سر و بی سامان بخت
  7. شمارهٔ ۱۰از دنیی دون اگر دری بر وی بست
  8. شمارهٔ ۱۱تیر غم هجران تو از جان بگذشت
همه‌ی در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.