پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

شمارهٔ ۶

کدام درد که ننهاد بر دلم گردون

کدام غم که نخوردم من از زمانه دون

کدام حسرت و جوری ندیده‌ام به جهان

کزان ستم رخ جان را نکرده‌ام گلگون

کدام سرو سهی کاو نرفت از چشمم

که در فراق نپالوده‌ام ز مژگان خون

چه کرده‌ام من بیچاره که‌م جزا اینست

مگر ز بخت بدست این و طالع وارون

برفت لیلی خوش منظرم ز دیده از آن

شدم ز درد فراقش بدین صفت مجنون

کسی که افعی هجرانش زخم بر دل زد

گمان مبر که شفا یابد از هزار افسون

به آب دیده تصوّر که آتش دل من

فرو نشیند لیکن همی شود افزون

به روی چون زر من اشک سیم می‌بینی

مگر که غافلی ای جان من ز ریش درون

جهان بسوخت در این درد و بر جهان دل خلق

که چون به سر برد آخر درین مصیبت چون

جواب داد که چونم که کس مباد چو من

نه روزگار و نه دلدار و تن ذلیل و زبون

ولی امید به بخشایش خدا دارم

که آورد تنم از آتش گنه بیرون

ادامه‌ی در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها

  1. شمارهٔ ۸به حسرت ببردش ز دنیای دون
  2. شمارهٔ ۹کرده‌ست مرا بی سر و بی سامان بخت
  3. شمارهٔ ۱۰از دنیی دون اگر دری بر وی بست
  4. شمارهٔ ۱۱تیر غم هجران تو از جان بگذشت
  5. شمارهٔ ۱۲تا چند کنی فلک به جانم بیداد
  6. شمارهٔ ۱۳نقاش که او نقش و نگاری دارد
  7. شمارهٔ ۱۴تا چند فلک جامه غم می‌دوزد
  8. شمارهٔ ۱۵بازم ز غم زمانه جان می‌سوزد
همه‌ی در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.