پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۱۷ - شکوۀ شاگرد

چنین می گفت شاگردی به مَکتَب

که این مکتب چه تاریکست یارب

نباشد جز همان تاریک دیوار

همان لوحِ سیاهِ تیره و تار

همان درس و همان بحث مُبَیَّن

همان تکلیف و آن جای مُعَیَّن

همیشه این کتاب و این قلمدان

همین دفتر که در پیشَست و دیوان

نشاید خواند این را زندگانی

کسالت باشد این نه شادمانی

مُعَلِّم در جوابش این چنین گفت

که باشد حالِ تو با حالِ من جُفت

همین مِنبَر مرا همواره در زیر

کنم هر صبحدم این درس تَکریر

نباشد جز همان قیل و همان قال

همان تعلیم ِصَرف و نَحوِ اَطفال

چه اطفالی که با این جمله تدریس

نمی دانند جز تَزویر و تَلبیس

چنان تنبل به وقتِ درس خواندن

که هم خود را کسل سازند و هم من

به شاگرد و معلِّم بار بسیار

به گردن هست و باید بُرد ناچار

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۱۹ - شوقِ درس خواندنحمد بر کردگارِ یکتا باد
  2. شمارهٔ ۲۰ - نوروزِ کودکانعید نوروز و اوّل سال است
  3. شمارهٔ ۲۱ - انتقاد از مستشاراننبینی خیر از دنیا عَلایی
  4. شمارهٔ ۲۲ - پسرِ بی هنرداشت عباس قلی خان پسری
  5. شمارهٔ ۲۳ - در هجوِ اعتمادالتجارِ اصفهانیای بی‌خرد اعتمادِ تُجّار
  6. شمارهٔ ۲۴ - ستایشِ صنیع الدّولهطبیعت گر شَگَرفی ها نَماید
  7. شمارهٔ ۲۵ - خر و عَزبشد گذار عزبی از در باغ
  8. شمارهٔ ۲۶ - نکتهطبع من این نکته چه پاکیزه گفت
همه‌ی مثنوی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.