پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

مثنوی‌ها

شمارهٔ ۱۲ - هدیۀ عاشق

عاشقی محنتِ بسیار کشید

تا لبِ دِجله به معشوق رسید

نشده از گل رویش سیراب

که فلک دسته گلی داد به آب

نازنین چَشم به شط دوخته بود

فارغ از عاشق دلسوخته بود

دید در رویِ شط آمد به شتاب

نو گلی چون گل رویش شاداب

گفت بَه بَه چه گل زیبایی ست

لایق دست چو من رعنایی ست

حیف از این گل که برد آب او را

کند از منظره نایاب او را

زین سخن عاشق معشوقه پرست

جست در آب چو ماهی از شست

خوانده بود این مَثل آن مایه ناز

که نکویی کن و در آب انداز

خواست کازاد کند از بندش

نام گل برد و در آب افکندش

گفت رَو تا که ز هجرم بِرَهی

نام بی مهری بر من ننهی

موردِ نیکیِ خاصت کردم

از غم خویش خلاصت کردم

باری آن عاشق بیچاره چو بط

دل به دریا زد و افتاد به شط

دید آبی است فراوان و دُرست

به نشاط آمد و دست از جان شست

دست و پایی زد و گل را بربود

سوی دلدارش پرتاب نُمود

گفت کای آفت جان سُنبلِ تو

ما که رفتیم ، بگیر این گُلِ تو!

بِکُنَش زیب سَر ، ای دلبر من

یاد آبی که گذشت از سر من

جز برای دل من بوش مکن

عاشق خویش فراموش مکن

خود ندانست مگر عاشق ما

که ز خوبان نتوان خواست وفا

عاشقان را همه گر آب بَرَد

خوبرویان همه را خواب بَرَد

ادامه‌ی مثنوی‌ها

  1. شمارهٔ ۱۴ - جواب به خرده‌گیرشنیدم یاوه‌گویی هرزه‌پویی
  2. شمارهٔ ۱۵ - مزاح با یکی از وزیرانوزیرا از مبارک بیضه ات دور
  3. شمارهٔ ۱۶ - بر سنگ مزارای نکویان که در این دنیایید
  4. شمارهٔ ۱۷ - شکوۀ شاگردچنین می گفت شاگردی به مَکتَب
  5. شمارهٔ ۱۸ - کلاغ و روباهکلاغی به شاخی شده جای گیر
  6. شمارهٔ ۱۹ - شوقِ درس خواندنحمد بر کردگارِ یکتا باد
  7. شمارهٔ ۲۰ - نوروزِ کودکانعید نوروز و اوّل سال است
  8. شمارهٔ ۲۱ - انتقاد از مستشاراننبینی خیر از دنیا عَلایی
همه‌ی مثنوی‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.