پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۶۶ - مپرس از عشق و از نیرنگی عشق

مپرس از عشق و از نیرنگی عشق

بهر رنگی که خواهی سر بر آرد

درون سینه بیش از نقطه ئی نیست

چو آید بر زبان پایان ندارد

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۶۸ - مرا روزی گل افسرده ئی گفتمرا روزی گل افسرده ئی گفت
  2. بخش ۶۹ - جهان ما که پایانی نداردجهان ما که پایانی ندارد
  3. بخش ۷۰ - به مرغان چمن همداستانمبه مرغان چمن همداستانم
  4. بخش ۷۱ - نماید آنچه هست این وادی گلنماید آنچه هست این وادی گل؟
  5. بخش ۷۲ - تو خورشیدی و من سیارهٔ توتو خورشیدی و من سیارهٔ تو
  6. بخش ۷۳ - خیال او درون دیده خوشترخیال او درون دیده خوشتر
  7. بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار استدماغم کافر زنار دار است
  8. بخش ۷۵ - صنوبر بندهٔ آزادهٔ اوصنوبر بندهٔ آزادهٔ او
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.