پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۶۵ - وفا ناآشنا بیگانه خو بود

وفا ناآشنا بیگانه خو بود

نگاهش بیقرار از جستجو بود

چو دید او را پرید از سینهٔ من

ندانستم که دست آموز او بود

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۶۷ - مشو ای غنچهٔ نورسته دلگیرمشو ای غنچهٔ نورسته دلگیر
  2. بخش ۶۸ - مرا روزی گل افسرده ئی گفتمرا روزی گل افسرده ئی گفت
  3. بخش ۶۹ - جهان ما که پایانی نداردجهان ما که پایانی ندارد
  4. بخش ۷۰ - به مرغان چمن همداستانمبه مرغان چمن همداستانم
  5. بخش ۷۱ - نماید آنچه هست این وادی گلنماید آنچه هست این وادی گل؟
  6. بخش ۷۲ - تو خورشیدی و من سیارهٔ توتو خورشیدی و من سیارهٔ تو
  7. بخش ۷۳ - خیال او درون دیده خوشترخیال او درون دیده خوشتر
  8. بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار استدماغم کافر زنار دار است
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.