پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۶۸ - مرا روزی گل افسرده ئی گفت

مرا روزی گل افسرده ئی گفت

نمود ما چو پرواز شرار است

دلم بر محنت نقش آفرین سوخت

که نقش کلک او ناپایدار است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۷۰ - به مرغان چمن همداستانمبه مرغان چمن همداستانم
  2. بخش ۷۱ - نماید آنچه هست این وادی گلنماید آنچه هست این وادی گل؟
  3. بخش ۷۲ - تو خورشیدی و من سیارهٔ توتو خورشیدی و من سیارهٔ تو
  4. بخش ۷۳ - خیال او درون دیده خوشترخیال او درون دیده خوشتر
  5. بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار استدماغم کافر زنار دار است
  6. بخش ۷۵ - صنوبر بندهٔ آزادهٔ اوصنوبر بندهٔ آزادهٔ او
  7. بخش ۷۶ - ز انجم تا به انجم صد جهان بودز انجم تا به انجم صد جهان بود
  8. بخش ۷۷ - بپای خود مزن زنجیر تقدیربپای خود مزن زنجیر تقدیر
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.