پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۶۹ - جهان ما که پایانی ندارد

جهان ما که پایانی ندارد

چو ماهی در یم ایام غرق است

یکی بر دل نظر وا کن که بینی

یم ایام در یک جام غرق است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۷۱ - نماید آنچه هست این وادی گلنماید آنچه هست این وادی گل؟
  2. بخش ۷۲ - تو خورشیدی و من سیارهٔ توتو خورشیدی و من سیارهٔ تو
  3. بخش ۷۳ - خیال او درون دیده خوشترخیال او درون دیده خوشتر
  4. بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار استدماغم کافر زنار دار است
  5. بخش ۷۵ - صنوبر بندهٔ آزادهٔ اوصنوبر بندهٔ آزادهٔ او
  6. بخش ۷۶ - ز انجم تا به انجم صد جهان بودز انجم تا به انجم صد جهان بود
  7. بخش ۷۷ - بپای خود مزن زنجیر تقدیربپای خود مزن زنجیر تقدیر
  8. بخش ۷۸ - دل من در طلسم خود اسیر استدل من در طلسم خود اسیر است
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.