پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۷۴ - دماغم کافر زنار دار است

دماغم کافر زنار دار است

بتان را بنده و پروردگار است

دلم را بین که نالد از غم عشق

ترا با دین و آئینم چه کار است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۷۶ - ز انجم تا به انجم صد جهان بودز انجم تا به انجم صد جهان بود
  2. بخش ۷۷ - بپای خود مزن زنجیر تقدیربپای خود مزن زنجیر تقدیر
  3. بخش ۷۸ - دل من در طلسم خود اسیر استدل من در طلسم خود اسیر است
  4. بخش ۷۹ - نوا در ساز جان از زخمهٔ تونوا در ساز جان از زخمهٔ تو
  5. بخش ۸۰ - نفس آشفته موجی از یم اوستنفس آشفته موجی از یم اوست
  6. بخش ۸۱ - ترا درد یکی در سینه پیچیدترا درد یکی در سینه پیچید
  7. بخش ۸۲ - کرا جوئی چرا در پیچ و تابیکرا جوئی چرا در پیچ و تابی
  8. بخش ۸۳ - تو ای کودک منش خود را ادب کنتو ای کودک منش خود را ادب کن
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.