پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۱۲ - در بیان معرفت توحید

چون مسافر گشتی اندر راه دین

صدق باشد مرکب و رهبر یقین

باز کن چشم خرد را پیش و پس

عقل فرزانه تورا استاد بس

نفی کن اثبات هر موجود را

تا بدانی هستی معبود را

چون یقین شد کافریننده خداست

ذات پاکش را مگو چون و چراست

حضرت او برتر از حد و مثال

درنگنجد صورت و وهم و خیال

بی بدایت بوده ذات او نخست

بینهایت همچنان باشد درست

وصف خود کرد و بدان موصوف شد

نام خود کرد و بدان معروف شد

او بخود هست و همه هستی از اوست

نیست آمد هرچه آمد جمله اوست

ذات او را نیست نقصان و زوال

نی سکون و نی تحرک را مجال

در کمال لایزالی کاملست

بی جهت هرجا که جوئی حاصلست

در دو عالم هیچکس همتاش نیست

همچو عالم پستی و بالاش نیست

دانش عامی ندارد زین گذر

اهل صورت را تمامست این قدر

رهروان کز ملک معنی آگهند

کشتگان خنجر الا الله اند

از دو کون آزاد و از خود بی نشان

در فنای کل شده دامن کشان

محو بینند آنچه غیر حق بود

نیستی شان زین سبب مطلق بود

هرچه باشد از نهایتها که هست

جمله را در نور حق یابند و بس

از فنای خویشتن یکتا شده

جمله در حق هم بحق بینا شده

چون رسد آنجا همه گردد مراد

دور از این معنی حلول و اتحاد

هوشیار و مست و گویا و خموش

گاه جمله چشم و گاهی جمله گوش

نور حق در سر او پیدا شده

او ز سر خویشتن یکتا شده

هرکه او از بند خود آزاد نیست

دار ملک وحدتش آبادنیست

سر توحید آن زمان گردد عیان

کز قفس یابد رهائی مرغ جان

بگذرد از گلخن طبع و حواس

نی خیال و وهم بیند نی قیاس

نفس رعنا را ببرد دست و پای

عقل دور اندیش را ماند بجای

هر دو عالم با همه شادی و غم

غرقه گرداند بدریای عدم

چون بیاسود از گرامی مرکبش

در بر معشوق خود باداش و بس

تا بدانی هر که رفت آنجا رسید

با کسی کاو دیدۀ دارد پدید

ای بسی دانا که گفت این سر گذشت

سر فرو آورد و حیران درگذشت

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۱۴ - در بیان معرفت نفس گویدچون تو نفس خویش را بشناختی
  2. بخش ۱۵ - در بیان نفس اماره گویداز مقام سرکشی بیرون برش
  3. بخش ۱۶ - در بیان معرفت دل گویددل چه باشد مخزن اسرار حق
  4. بخش ۱۷ - در بیان معرفت روح میفرمایدشمع جان را در لگن پنهان نهاد
  5. بخش ۱۸ - در بیان کیفیت عقل گویدای ز نور عقل گشته بهره مند
  6. بخش ۱۹ - در بیان معرفت توکل می‌فرمایدچون تو رو از غیر حق برتافتی
  7. بخش ۲۰ - حکایت ابراهیم علیه الرحمة باراهبرفت ادهم در یکی دیر کهن
  8. بخش ۲۱ - در بیان رضا و کیفیت آن میفرمایداز رضا خود نیست بهتر منزلی
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.