پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۱۵ - در بیان نفس اماره گوید

از مقام سرکشی بیرون برش

ماراماره است میزن بر سرش

نفس بد فرمای از آنجا چون گذشت

در طریق بندگی لوامه گشت

گه رود در کوی طاعت پارسا

گه شود قلاش بازار هوا

زین مقام اریک نفس بالا شود

مطمئنه گردد و زیبا شود

چون برون شد از هوای خاک و آب

هر زمانش ارجعی آمد خطاب

نفس را این هر سه وصف آمد عیان

آنچه اسرار است ناید بر زبان

گرچه گفتند این معانی نارواست

با تو رمزی باز گویم از کجاست

روح حیوانی بد اول نام او

در وجود آدمی آرام او

روح قدسی چون بدوسایه فکند

شد ز الهام الهی سربلند

گفتگویش داد و نفسش نام کرد

از بدو نیکش همه اعلام کرد

نفس تو چون مرکب جان و دلست

راه بی مرکب بریدن مشکلست

پاسبان مرکب خود باش و خیز

تا سوار آئی بروز رستخیز

دانش نفس ار نباشد حاصلت

کی خبر یابی تو از جان و دلت

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۱۷ - در بیان معرفت روح میفرمایدشمع جان را در لگن پنهان نهاد
  2. بخش ۱۸ - در بیان کیفیت عقل گویدای ز نور عقل گشته بهره مند
  3. بخش ۱۹ - در بیان معرفت توکل می‌فرمایدچون تو رو از غیر حق برتافتی
  4. بخش ۲۰ - حکایت ابراهیم علیه الرحمة باراهبرفت ادهم در یکی دیر کهن
  5. بخش ۲۱ - در بیان رضا و کیفیت آن میفرمایداز رضا خود نیست بهتر منزلی
  6. بخش ۲۲ - حکایت در دریا شدن مرد صادقعاشقی در موج دریایی فتاد
  7. بخش ۲۳ - در بیان قرب و بعد و کیفیت آناز حجاب نفس ظلمانی برآی
  8. بخش ۲۴ - در بیان قبض و بسط می‌فرمایددر محبت چون زدی گام نخست
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.