پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

ودیعة البدیعه

بخش ۱۴

هر حقیقت که برگشود جمال

باشدش پایه را ز نقص وکمال

آن کمال از وجود او باشد

تابع و فرع بود او باشد

نیست شرحی کمال را حاجت

چون حیات است و دانش و قدرت

لیک هر عین درقبول وجود

متفاوت بود به چشم شهود

مختلف در قبول هستی شد

وین تفاوت علوّ و پستی شد

هر چه قابل بود، به وجه اتم

باید اکمل بودکمالش هم

باعث و منشأ تفاوت و فرق

هست روشن چو آفتاب از شرق

منشأش بر تو گرچه پنهان است

غلبات وجوب و امکان است

هرکجا غالب است حکم وجوب

شد قبولش وجوب را مرغوب

غالب آنجا که حکم امکان است

نقص در هستیش فراوان است

با خرد کن درآنچه گفتم شور

چون نمودی درین حقیقت غور

بر رخت واشود در اسرار

کشف گردد حقایق بسیار

بر تو ناگفته ها شود روشن

چون خلیل آذرت شود گلشن

ادامه‌ی ودیعة البدیعه

  1. بخش ۱۶هستی از غیب خویش و از اطلاق
  2. بخش ۱۷پس نماید عروج را آهنگ
  3. بخش ۱۸نور ارواح و عالم اجساد
  4. بخش ۱۹ای خدای بلندی و پستی
  5. بخش ۲۰عارفان چون دم از لقا زده اند
  6. بخش ۲۱هر که خواهد در انفس و آفاق
  7. بخش ۲۲اشرف و احسن صحف، قرآن
  8. بخش ۲۳فی الوجود الّذی هو المالک
همه‌ی ودیعة البدیعه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.