پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

ودیعة البدیعه

بخش ۲۳

فی الوجود الّذی هو المالک

از ازل تا ابد بود هالک

غیر هستی که والی قدم است

هر چه هستش گمان کنی عدم است

ذات هستی ست هست و دیگر هیچ

چون زِه افتاده ای به پیچا پیچ

هر چه دارد نمود، بود دل است

جلوه آرایی از شهود دل است

در نوردد چو این فکنده بساط

می کند این تعیّنات اسقاط

ملک حق باقی است الی الآباد

دامَ دار الوجود وَ الایجاد

فیض حق را بقا بود دایم

عین مقبول هم تویی قائم

اثر فیض یافت چون قابل

ابدیّت ورا شود حاصل

نیستی اراا رهی ز هستی نیست

نیستی، مرد چیره دستی نیست

واجب او را که شد وجود از حق

لم یزل وجَهه و لم یزهق ¹

عدم، او را نمی شود طاری

یستمدّ البقا مِنَ الباری

متقوم به عین ذات شود

متجدّد تعیّنات شود

ماقَضیٰ نحبهُ و ما هُو آت

همه باشد تبدّل نشآت

گر گذارد تعیّنی از بر

باز پوشد تعیّنی دیگر

هر تعیّن که می شود زایل

نوبت دیگری شود حاصل

کلک عاقل بود به مَرِّ دهور

نقش بند ظهور بعد ظهور

موجهٔ چشمهٔ حیات است این

اتّصال تجلّیات است این

طیّ اطوار دان، تبدّل حال

همچنین طیّ برزخی و مثال

پس از آن است حشر انسانی

زال سپس.........

قصّه کوته، به سمع خامه حزین

آستین زن که آفتاب است این

ادامه‌ی ودیعة البدیعه

  1. بخش ۲۵گفته یزدان سه فرقه است بشر
  2. بخش ۲۶سرور آگهان هر دو سرا
  3. بخش ۲۷هرچه ادراک آن حواس کند
  4. بخش ۲۸غفلت از خویش داشت بی خبرت
  5. بخش ۲۹هست میزان عبارت از معیار
  6. بخش ۳۰ز ابتدای حدوث خود انسان
  7. بخش ۳۱آخرت جنّت است یا نار است
  8. بخش ۳۲کامل افتد چو جوهر انسان
همه‌ی ودیعة البدیعه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.