پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

تذکرة العاشقین

بخش ۳ - نعت سرور انبیا فخر بنی آدم محمّد مصطفی(ص)

این ابر تری که خامه انگیخت

در جیب جهان دُر عدن ریخت

تا صور نیم نوا دمیده ست

رنگ از رخ آسمان پریده ست

کلکم به ترانه های حالی

گسترده نعیم لایزالی

دستان زنِ خامه ام به گلبنگ

رامشگر سدره را کند گنگ

آیینهٔ دل، کشم چو در بر

زنگ همه طوطیان کنم کر

خضر قلمم، درین سیاهی

پی برده به چشمهٔ الهی

آمیخته خامه ام ز عرفان

با آتش عشق، آب حیوان

کوثر نمی از دوات من برد

نیسان، گهر از فرات من برد

آید چو نیم به خوشخرامی

از پنجه، نی افکند نظامی

تا زخمهٔ من ترانه سنج است

یک تار گسسته، پنج گنج است

ریزد شکر از زبان کلکم

مصر سخن است از آن کلکم

بر قاهره قهرمانیم بین

اقبال جهان ستانیم بین

رمح قلمم به حکمرانی

خوابانده درفش کاویانی

آتش جهد از سر سنانم

خار است، فشردهٔ بنانم

کلکم به سخنوران امیر است

یک غاشیه کش مرا، جریر است

بر سر دارد سجل اذعان

فرمان بلاغتم ز عدنان

هر در که ز نطق سفته راندم

بر درگهِ مصطفی نشاندم

آن گوهر افسر نبوت

دریاکش لجّهٔ فتوّت

گوشی به دُر خوشاب من کرد

حسّان عجم خطاب من کرد

از فیض قبول آن مکرّم

شد ملک سخن مرا مسلّم

بی سکّهٔ من، که باد جاوید

رایج نشود طلای خورشید

من بنده، کمین غلام اویم

جمشیدم و مست جام اویم

بی آنکه تلاش فکر کاود

نقشی، ز دل و زبان تراود

در جوش بود شراب مهرش

یک خُمکده است نُه سپهرش

ای عرش جناب لامکان گرد

عالم افروز نور پرورد

معراج نخستت، آسمان است

معراج دگر، علوّشان است

روشن گهران آبنوسی

زبر قدمت، به خاک بوسی

چشمی که به درگهت بساید

عین الشّمسش خطاب شاید

مژگان که غبار درگهت رفت

نور دل و دیده اش توان گفت

جسمی که تو را به جانفشانی ست

تن نیست، که جان جاودانی ست

ادامه‌ی تذکرة العاشقین

  1. بخش ۵ - در منقبت شاه سوار عرصهٔ لافتی سلام اللّه علیهبر تارک خصم شاه مردان
  2. بخش ۶ - در مدح جدّش شیخ زاهد گیلانی سروده استکو دل که رهِ مدیح پویم؟
  3. بخش ۷ - دربارهٔ پدر دانشمند خود سروده استآذین چو کلام کلک بندد
  4. بخش ۸ - اندرز به شاه صفویای وارث کشور سلیمان
  5. بخش ۹ - تمثیلز استاد، که باد روح او شاد
  6. بخش ۱۰ - در مخاطبهٔ نفس و خاتمهٔ کتاب گویددریاب حزین، که در چه کاری
  7. بخش ۱۱ - مناجانای بر رخ عالمی درت باز
همه‌ی تذکرة العاشقین ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.